شکل جمع:
stereosموسیقی استریو (روشی برای ضبط یا پخش صدا که صدا را به دو سیگنال جدا تقسیم و صدای طبیعیتر تولید میکند)
The concert was recorded in stereo to capture the full atmosphere.
کنسرت برای ثبت کامل فضا بهصورت استریو ضبط شد.
This old radio only has mono, not stereo.
این رادیوی قدیمی فقط مونو دارد، نه استریو.
to record in stereo
بهصورت استریو ضبط کردن
موسیقی دستگاه پخش موسیقی، دستگاه ضبط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I bought a new stereo for my living room.
من دستگاه پخش موسیقی جدیدی برای سالن پذیراییام خریدم.
The stereo sound filled the house.
صدای دستگاه پخش موسیقی تمام خانه را پر کرد.
He connected his phone to the stereo.
او گوشیاش را به دستگاه ضبط وصل کرد.
موسیقی استریو، استریویی
شکل رسمی: stereophonic
The stereo speakers are placed on either side of the TV.
بلندگوهای استریو در دو طرف تلویزیون قرار گرفتهاند.
They listened to the concert in stereo headphones.
آنها کنسرت را با هدفون استریو گوش دادند.
سهبعدی
The scientist studied stereo images to measure depth in the scene.
دانشمند تصاویر سهبعدی را برای اندازهگیری عمق صحنه بررسی کرد.
The textbook included stereo diagrams to illustrate the structure.
کتاب درسی نمودارهای سهبعدی را برای نشان دادن ساختار شامل میشد.
The film used stereo effects to give viewers a three-dimensional experience.
فیلم از جلوههای سهبعدی استفاده کرد تا تجربهای سهبعدی به بینندگان بدهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «stereo» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stereo