آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ تیر ۱۴۰۵

      Stereo

      ˈsterioʊ / / ˈstɪr- ˈsteriəʊ / / ˈstɪər-

      شکل جمع:

      stereos

      معنی stereo | جمله با stereo

      noun countable uncountable

      موسیقی استریو (روشی برای ضبط یا پخش صدا که صدا را به دو سیگنال جدا تقسیم و صدای طبیعی‌تر تولید می‌کند)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The concert was recorded in stereo to capture the full atmosphere.

      کنسرت برای ثبت کامل فضا به‌صورت استریو ضبط شد.

      This old radio only has mono, not stereo.

      این رادیوی قدیمی فقط مونو دارد، نه استریو.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to record in stereo

      به‌صورت استریو ضبط کردن

      noun countable

      موسیقی دستگاه پخش موسیقی، دستگاه ضبط

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      I bought a new stereo for my living room.

      من دستگاه پخش موسیقی جدیدی برای سالن پذیرایی‌ام خریدم.

      The stereo sound filled the house.

      صدای دستگاه پخش موسیقی تمام خانه را پر کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He connected his phone to the stereo.

      او گوشی‌اش را به دستگاه ضبط وصل کرد.

      adjective

      موسیقی استریو، استریویی

      شکل رسمی: stereophonic

      The stereo speakers are placed on either side of the TV.

      بلندگوهای استریو در دو طرف تلویزیون قرار گرفته‌اند.

      They listened to the concert in stereo headphones.

      آن‌ها کنسرت را با هدفون استریو گوش دادند.

      adjective

      سه‌بعدی

      The scientist studied stereo images to measure depth in the scene.

      دانشمند تصاویر سه‌بعدی را برای اندازه‌گیری عمق صحنه بررسی کرد.

      The textbook included stereo diagrams to illustrate the structure.

      کتاب درسی نمودارهای سه‌بعدی را برای نشان دادن ساختار شامل می‌شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The film used stereo effects to give viewers a three-dimensional experience.

      فیلم از جلوه‌های سه‌بعدی استفاده کرد تا تجربه‌ای سه‌بعدی به بینندگان بدهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stereo

      1. noun reproducer in which two microphones feed two or more loudspeakers to give a three-dimensional effect to the sound
        Synonyms:
        stereo system audio system sound-system hi-fi phonograph gramophone record player stereo player stereo recorder stereo receiver component set stereophonic system high-fidelity system stereophony stereoscopic picture stereoscopic photograph
      1. adjective designating sound transmission from two sources through two channels
        Synonyms:
        two-channel stereophonic

      ارجاع به لغت stereo

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «stereo» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stereo

      لغات نزدیک stereo

      • - sterculia
      • - stere
      • - stereo
      • - stereo chemistry
      • - stereo gram
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.