گذشتهی ساده:
supervenedشکل سوم:
supervenedوجه وصفی حال:
superveningناگهان رخ دادن، اتفاقی آمدن، ناگهانی فرارسیدن، سرزده وارد شدن، تصادفی روی دادن، غیرمترقبه بودن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
When the storm supervened, the picnic was abandoned.
وقتی طوفان ناگهان رخ داد، پیکنیک لغو شد.
A crisis may supervene at any moment.
در هر لحظه ممکن است بحرانی ناگهانی روی دهد.
Peace lasted only until new disputes supervened.
صلح تنها تا زمانی دوام داشت که اختلافات جدید ناگهان پدید آمدند.
Should complications supervene, contact your doctor immediately.
اگر عوارض ناگهان رخ دادند، فوراً با پزشک خود تماس بگیرید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «supervene» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/supervene