آیکن بنر

رایتینگ آیلتس‬‌رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

تصحیح رایتینگ آیلتس‬ با کمک فست‌دیکشنری

تصحیح رایگان
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴

      الزامی به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / elzaami /

      required, obligatory, necessary, prerequisite, binding, needed, compulsory, mandated

      required

      obligatory

      necessary

      prerequisite

      binding

      needed

      compulsory

      mandated

      ضروری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      آزمایش خون الزامی است.

      a blood test is obligatory.

      زیپ‌کد برای تکمیل فرم سفارش آنلاین الزامی است.

      The zip code is required to complete the online order form.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد الزامی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اجباری ضروری لازم

      سوال‌های رایج الزامی

      الزامی به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «الزامی» در زبان انگلیسی به «Mandatory» یا «Obligatory» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «الزامی» به مفهومی اشاره دارد که انجام یا رعایت آن اجباری است و نمی‌توان از آن صرف‌نظر کرد. این اصطلاح معمولاً در زمینه‌های قانونی، آموزشی، کاری و اجتماعی به کار می‌رود و بیانگر این است که فرد یا گروه موظف به اجرای یک عمل یا پیروی از قانونی خاص هستند. تفاوت اصلی «الزامی» با مفاهیمی مانند «اختیاری» در این است که در حالت الزامی، انجام موضوع به یک ضرورت و تعهد تبدیل شده است.

      در نظام‌های حقوقی، قوانین و مقررات الزامی به منظور حفظ نظم و عدالت وضع می‌شوند و افراد ملزم به تبعیت از آن‌ها هستند. این قوانین ممکن است شامل محدودیت‌ها، دستورالعمل‌ها و قواعدی باشند که بدون رعایت آن‌ها امکان فعالیت صحیح و قانونی وجود ندارد. در مواردی که الزام وجود دارد، نادیده گرفتن آن می‌تواند عواقب حقوقی یا تنبیهی به دنبال داشته باشد و مسئولیت فرد یا سازمان را در پی خواهد داشت.

      در حوزه‌های آموزشی و حرفه‌ای نیز موارد الزامی نقش مهمی دارند. برای مثال، حضور در برخی کلاس‌ها، انجام پروژه‌ها یا گذراندن دوره‌های آموزشی ممکن است برای دانش‌آموزان یا کارکنان الزامی باشد تا مهارت‌ها و دانش لازم را کسب کنند و صلاحیت لازم برای ادامه مسیر خود را به دست آورند. این الزامات باعث تضمین کیفیت و استاندارد در عملکرد افراد می‌شود.

      الزامی بودن یک موضوع همچنین نشان‌دهنده‌ی اهمیت و ضرورت آن در چارچوب قوانین و مقررات است و به عنوان ابزار کنترل و هماهنگی در سازمان‌ها و جوامع به کار گرفته می‌شود. از طریق الزام‌ها، می‌توان رفتارها و فرایندها را به سمت اهداف مشخص هدایت کرد و از بی‌نظمی و هرج‌ومرج جلوگیری نمود.

      «الزامی» مفهومی است که به مسئولیت‌پذیری، تعهد و ضرورت در اجرای قوانین و انجام وظایف اشاره دارد. این واژه نشان می‌دهد که در برخی موارد، پیروی از یک دستور یا قانون تنها یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت قطعی است که باید به آن عمل شود تا ساختارهای اجتماعی، قانونی و حرفه‌ای به درستی حفظ و اجرا شوند.

      ارجاع به لغت الزامی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «الزامی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/الزامی

      لغات نزدیک الزامی

      • - الزاما
      • - الزامات اساسی
      • - الزامی
      • - الساعه
      • - السالوادور
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      monkey puzzle oak pine orange poplar spruce euonymus walnut willow yew hazel weeping willow black oak aggregate concealer اصلا اسکیزوفرنی اتفاق ابتدا اسفنج آباد الماس علامت تعجب آلبالو آز برافراشته بلندقامت بی‌صبرانه بیمار پدید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.