شکل نوشتاری دیگر این لغت: خرف
senile, stupid, foolish, dense, insensate
senile
stupid
foolish
dense
insensate
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او خرفت به نظر میرسید و در طول ملاقات چندینبار همان داستان را تکرار میکرد.
She seemed senile, repeating the same story several times during the visit.
ما رفتار خرفت او را زمانی دیدیم که در تابستان، لباسهای زمستانی میپوشید.
We noticed his stupid behavior when he started wearing winter clothes in summer.
استادی که زمانی تیزهوش بود، در آخرین کلاسهایش خرفت به نظر میرسید.
The once sharp professor appeared foolish in his last lectures.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خرفت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خرفت