suffering, hardship, humbleness, humiliation, meanness, abjection, abjectness, debasement, lowliness
suffering
hardship
humbleness
humiliation
meanness
abjection
abjectness
debasement
lowliness
تیمور از حضیض ذلت به اوج رفعت رسید.
Teymour climbed from the perigee of hardship to the apogee of glory.
ذلت آنها نتیجهی رهبری ضعیف بود.
Their suffering was a result of poor leadership.
poverty, prostration, need, helplessness, desperation, destitution
poverty
prostration
need
helplessness
desperation
destitution
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او ذلت را با دلی سنگین و اشکهای بیصدا تحمل کرد.
She endured poverty with a heavy heart and silent tears.
آنها ذلت را با کرامت خاموش تحمل کردند.
They bore the helplessness with silent dignity.
هر دو واژه «ذلت» و «زلت» از نظر املایی درست هستند، اما این دو کاملاً متفاوتاند و نباید به جای یکدیگر بهکار روند، چون معانی جداگانهای دارند.
ذلت: واژهای عربیالاصل، بهمعنای خواری، پستی، از دست رفتن عزت و احترام. مثال: «مردمان آزاده، ذلت را نمیپذیرند.»
زلت: آن هم واژهای عربیالاصل است، بهمعنای لغزش، خطا، اشتباه ناگهانی (بهویژه در گفتار یا رفتار). مثال: «انسان ممکن است دچار زلت شود، اما باید از آن عبرت بگیرد.»
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ذلت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ذلت