آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴

    یکجا به انگلیسی

    معنی

    فونتیک فارسی / yekjaa /

    in a lump sum, all together, en masse

    in a lump sum

    all together

    en masse

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد یکجا

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    روی هم رفته کلاً مجموعاً یک‌کاسه

    سوال‌های رایج یکجا

    یکجا به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «یکجا» در زبان انگلیسی به all at once یا in one place ترجمه می‌شود.

    بسته به کاربرد، ممکن است معادل‌هایی مانند together, altogether, in a single location, یا in one go نیز برای ترجمه‌ی دقیق‌تر استفاده شوند.

    یکجا واژه‌ای است که به‌ظاهر ساده، اما در معنا و کاربرد، پیچیده و چندوجهی است. این واژه بسته به موقعیت، می‌تواند به تجمع فیزیکی در یک مکان خاص اشاره کند، یا بیانگر انجام یا رخ دادن چند کار یا رویداد به‌صورت هم‌زمان باشد. در زبان فارسی، «یکجا» از ترکیب دو جزء «یک» و «جا» تشکیل شده که به معنای «در یک مکان» یا «در یک زمان» است. همین ترکیب به آن انعطاف معنایی می‌دهد و آن را در طیف وسیعی از جمله‌ها قابل استفاده می‌سازد.

    در معنای فیزیکی، «یکجا» بیشتر زمانی به‌کار می‌رود که عناصر پراکنده، در یک مکان جمع شده باشند. برای مثال: «همه‌ی کتاب‌ها را یکجا گذاشتم روی میز.» در این‌جا، «یکجا» به تمرکز مکانی اشاره دارد. چنین کاربردی به‌ویژه در زندگی روزمره، کارهای سازماندهی، جابه‌جایی وسایل یا مدیریت منابع قابل مشاهده است. حس نظم، کنترل و انسجام در بسیاری از این موارد نهفته است و واژه‌ی «یکجا» به این مفاهیم دلالت دارد.

    از سوی دیگر، «یکجا» می‌تواند اشاره به زمان و نحوه‌ی انجام کار داشته باشد. مثلاً در جمله‌ی «تمام حقوق‌های معوقه را یکجا پرداخت کردند»، منظور این است که به‌جای پرداخت تدریجی، پرداخت به‌صورت کامل و در یک نوبت انجام شده است. در این معنا، «یکجا» برابر با عباراتی مانند «یک‌باره»، «یک‌دفعه» یا «به‌طور کامل» است. در بسیاری از متون رسمی، مالی و حقوقی نیز این کاربرد رایج است، به‌ویژه زمانی که صحبت از تسویه‌حساب، پرداخت هزینه یا تحویل پروژه باشد.

    در سطحی مفهومی‌تر، «یکجا» گاه نشان‌دهنده‌ی تمرکز ذهنی یا احساسی نیز هست. عباراتی مثل «یکجا نشستن»، «یکجا ماندن»، یا «یکجا قرار گرفتن» علاوه‌بر اشاره به موقعیت فیزیکی، بار روانی هم دارند. برای مثال، «نمی‌توانم یکجا بنشینم» می‌تواند نشانه‌ی بی‌قراری ذهنی یا اضطراب باشد. بنابراین، واژه‌ی «یکجا» در زبان فارسی فقط به مکان یا زمان محدود نیست، بلکه با حالات انسانی و درونی نیز در ارتباط قرار می‌گیرد.

    در نثر ادبی یا نوشته‌های رسمی، استفاده از واژه‌ی «یکجا» به انتقال مفاهیم پیچیده و فشرده کمک می‌کند. نویسنده با به‌کارگیری این واژه می‌تواند چند ایده‌ی مرتبط را در یک جمله به‌هم پیوند دهد؛ مثلاً: «همه‌ی دردها، خاطرات و خشم‌هایش را یکجا فرو خورد.» چنین جمله‌ای نشان‌دهنده‌ی فوران احساسات یا حجم زیاد تجربه‌ای ناگفته است. در این کاربرد، «یکجا» نه فقط به عنوان یک قید، بلکه به عنوان عنصر بارز زبانی و تصویری عمل می‌کند.

    ارجاع به لغت یکجا

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «یکجا» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/یکجا

    لغات نزدیک یکجا

    • - یکتاشناسی
    • - یکتایی
    • - یکجا
    • - یکجا بند نشدن
    • - یکجا بندنشو
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    homesickness baby fan start up cope with something or someone generate breadline break away eternality break in barrier crucial role box up borosilicate blurry شیوه صاحب‌مغازه صحرا صحیح صدا صددرصد صدمه زدن صفحه صلابت صمیمی صندلی بازی ضد ضعف کردن موقع موی‌تای
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.