to relax, to rest, to repose, to unbend, to lounge, to nestle, to become quiet, to become satisfied, to have peace and tranquility
to relax
to rest
to repose
to unbend
to lounge
to nestle
to become quiet
to become satisfied
to have peace and tranquility
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
موسیقی به او کمک کرد تا آسوده شود و نگرانیهایش را فراموش کند.
The music helped him relax and forget his worries.
بعداز سفر طولانی، آنها نیاز داشتند مدتی آسوده شوند.
After the long journey, they needed to rest for a while.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «آسودن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/آسودن