to decide, to determine, to will, to decree, to resolve, to have a mind to, to make up one's mind
to decide
to determine
to will
to decree
to resolve
to have a mind to
to make up one's mind
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
اگر واقعاً اراده کنی، موفق خواهی شد.
If you really decide, you will succeed.
او اراده کرد که پروژه را قبلاز موعد مقرر تمام کند.
She determined to finish the project before the deadline.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «اراده کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/اراده کردن