preliminary examination, prelim
preliminary examination
prelim
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
امتحان مقدماتی برای داوطلبان درجهی دکتری
a preliminary examination for doctoral candidates
رد شدن در امتحان مقدماتی غرور او را جریحهدار کرد.
Failing the prelim made quite a dent in his ego.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «امتحان مقدماتی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/امتحان مقدماتی