properties, goods, belongings, wealth, possessions
properties
goods
belongings
wealth
possessions
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
دستور مصادرهی اموال او را لغو کردند.
The order for the confiscation of his properties was rescinded.
متهم سعی کرد با اموال مسروقه فرار کند.
The suspect tried to abscond with the stolen goods.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «اموال» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/اموال