پزشکی intern, houseman
intern
houseman
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
انترن جوان مشتاق یادگیری و کمک به پزشکان ارشد بود.
The young intern was eager to learn and assist the senior doctors.
بیمارستان برنامهای ساختاریافته برای انترنهای پزشکی جهت توسعهی مهارتهایشان ارائه میدهد.
The hospital provides a structured program for medical interns to develop their skills.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «انترن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/انترن