aversion, disgust, hatred, hate, repulsion, dislike, execration, loathing, animus, abhorrence, odium, antipathy, horror, detestation, abomination, nausea, repugnance
aversion
disgust
hatred
hate
repulsion
dislike
execration
loathing
animus
abhorrence
odium
antipathy
horror
detestation
abomination
nausea
repugnance
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پس از دیدن اجساد نتوانستم انزجار خود را پنهان کنم.
After seeing the corpses, I could not hide my abhorrence.
سنگدلی آنان انزجار ما را برانگیخت.
Their cruelty excited our disgust.
شکل درست این واژه «انزجار» است. این کلمه از ریشهی عربی «زجر» بهمعنای تنبیه یا منع کردن گرفته شده و در فارسی به معنای احساس نفرت و بیزاری شدید به کار میرود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «انزجار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/انزجار