of or related to denial, deniable, negatory, contradictory, denunciatory, denunciative
of or related to denial
deniable
negatory
contradictory
denunciatory
denunciative
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او در مصاحبه حرفی مبهم و انکاری زد.
He made a vague and deniable statement during the interview.
آن اتهام ازنظر فنی انکاری بود؛ چون مدرک روشنی وجود نداشت.
The accusation was technically negatory because there was no clear evidence.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «انکاری» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/انکاری