isolated, insulated
isolated
insulated
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
بهمنظور جلوگیری از سرایت یاز به دیگران، کودک را ایزوله نگه داشتند.
The child was kept isolated to prevent the spread of yaws to others.
برای عایقبندی صوتی بهینه، توصیه میشود از درها و پنجرههایی استفاده شود که بهطور خاص برای ایزولهی صوتی طراحی شدهاند.
For optimal soundproofing, it is recommended to use doors and windows that are specifically designed to be acoustically insulated.
کلبهی کوچک کاملاً ایزوله بود و توسط جنگل انبوهی بدون هیچ خانهی دیگری در نزدیکی آن احاطه شده بود.
The small cabin was completely isolated, surrounded by dense forest with no other houses nearby.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ایزوله» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ایزوله