excited, provoked, incited, stimulated, aroused, prodded
excited
provoked
incited
stimulated
aroused
prodded
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
خشم برانگیختهی او منجر به یک بحث داغ شد.
His provoked anger led to a heated argument.
مولکولهایی که میتوانند انرژی را بهمنظور تشکیل حالتهای برانگیخته بهطور الکترونی بپذیرند.
Molecules that can accept energy to form electronically excited states.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «برانگیخته» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/برانگیخته