ادبی party, banquet, feast, festival, fete, gala
party
banquet
feast
festival
fete
gala
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
عمواحمدخان شمع بزم ما بود.
Uncle Ahmad Khan was the life of our party.
بزم عالی
a grand banquet
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بزم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بزم