through, by, owing to, through the intermediation of
through
by
owing to
through the intermediation of
دانشی که بهواسطهی کتاب به دست آمده است
knowledge derived through books
به مرحلهی اجرا در آوردن قرارداد بهواسطهی امضای طرفین
the consummation of a contract by mutual signature
through, because of
through
because of
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
بهواسطهی مشغلههای دیگر، امشب نمیتوانم به مهمانی بروم.
Because of other commitments, I will not be able to go to the party tonight.
بهواسطهی بیماری، شنوایی خود را از دست داد.
Through illness he lost his hearing.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بهواسطهی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بهواسطهی