حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
a bit, partly, half, quasi
a bit
partly
half
quasi
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پدرش تا حدی کر است.
His father is a bit deaf.
علت بالا بودن اجاره تا حدی بهدلیل کمبود خانه است.
The housing shortage is partly to blame for the high rents.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تا حدی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تا حدی