passage, passing, approval, sanction, confirmation, authorization, ratification, enactment, approbation
passage
passing
approval
sanction
confirmation
authorization
ratification
enactment
approbation
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
دموکراتها از تصویب لایحه جلوگیری کردند.
The democrats blocked the passage of the bill.
پساز تصویب لایحه، منشی نسخهی کامل نهایی را بهصورت مکتوب تهیه کرد.
After passing the bill, the clerk enrolled a final perfect copy of it.
تصویب لایحهی جدید مالیاتی معلوم نیست.
The passage of the new tax bill is in doubt.
شکل درست و معیار این واژه «تصویب» است. «تصویب» واژهای با ریشهی عربی و کاملاً رایج در زبان فارسی است که به معنای تأیید و قبول رسمی یک پیشنهاد، قانون، یا طرح میباشد. این واژه در متون حقوقی، سیاسی و رسمی بسیار بهکار میرود. مثال: مجلس لایحه را تصویب کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تصویب» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تصویب