allusion, implication, intimation
allusion
implication
intimation
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
شاعر با تلویح به افسانههای باستان، لایههای بیشتری از عمق را به شعر افزود.
The poet’s allusion to ancient myths added layers of depth to the poem.
سخنرانی سیاستمدار پر از تلویحات بود که احتمال تغییر در سیاست را اشاره میکرد.
The politician’s speech was full of implications, hinting at a possible policy shift.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تلویح» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تلویح