implicitly, by intimation, tacitly, allusively
implicitly
by intimation
tacitly
allusively
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او رضایت خود را تلویحاً ابراز داشت.
She expressed her consent implicitly.
او تلویحاً برنامهی جدید جلسه را بیان کرد.
She allusively mentioned the meeting’s new agenda.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تلویحاً» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تلویحاً