humility, humbleness, down-to-earthness, courtesy, modesty, common courtesy, self-effacement
humility
humbleness
down-to-earthness
courtesy
modesty
common courtesy
self-effacement
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تواضع او باعث شد که فوراً با تمام کسانی که ملاقات میکرد، ارتباط بگیرد.
Her down-to-earthness made her instantly relatable to everyone she met.
او حس ذاتی از ادب و تواضع داشت که باعث میشد همه در کنارش احساس راحتی کنند.
He had an inbred sense of courtesy that made everyone feel comfortable around him.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تواضع» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تواضع