bag, duffel bag, feed bag, nose bag, pack, sack
bag
duffel bag
feed bag
nose bag
pack
sack
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
لطفاً زبالههایتان را در توبرهی پلاستیکی سیاه بگذارید.
Please put your trash in the black plastic bag.
او لباسهایش را در توبرهای کنفی حمل میکرد.
He carried his laundry in a canvas sack.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «توبره» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/توبره