آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

توله به انگلیسی

معنی‌ها

فونتیک فارسی / tavalloh /

baby, cub, get, offspring, spawn, youngling

baby

cub

get

offspring

spawn

youngling

whelp

whelp

پلنگ و خرس و غیره

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

pup, puppy

pup

puppy

پلنگ و خرس و غیره
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد توله

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
نوزاد سگ بچه سگ
مترادف:
نوزاد جانور

ارجاع به لغت توله

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «توله» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/توله

لغات نزدیک توله

پیشنهاد بهبود معانی