برق condenser, capacitor, accumulator, storage battery
condenser
capacitor
accumulator
storage battery
خازن بار الکتریکی را ذخیره میکند و نوسانات ولتاژ را هموار میسازد.
The condenser stores electrical charge and smooths voltage fluctuations.
تخلیه کردن خازن
to discharge a capacitor
خازن به حذف نویزهای فرکانس بالا کمک میکند.
The condenser helps filter out high-frequency noise.
قدیمی treasurer, bursar
treasurer
bursar
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
خازن پول را شمرد.
The treasurer counted the money.
خازن حسابها را تراز میکند.
The bursar balances the accounts.
خازن گزارش مالی را مینویسد.
The treasurer writes the financial report.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خازن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خازن