dram, dr
dram
dr
او یک کیسهی کوچک ادویه خرید که رویهمرفته حدود ۵ درم بود.
He bought a small bag of spices, which contained approximately 5 dr altogether.
کمتر از نیم درم
less than half a dram
dirham
dirham
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
قیمت گلدان قدیمی پانصد درهم بود.
The price of the antique vase was five hundred dirhams.
او قبلاز سفر به امارات، دلارهایش را به درهم تبدیل کرد.
He exchanged his dollars for dirhams before traveling to the UAE.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «درم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/درم