آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵

      درک کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / dark kardan /

      to understand, to comprehend, to get, to apprehend, to perceive, to penetrate, to fathom, to conceive, to realize, to grasp, to distinguish, to compass, to appreciate, to sink in

      to understand

      to comprehend

      to get

      to apprehend

      to perceive

      to penetrate

      to fathom

      to conceive

      to realize

      to grasp

      to distinguish

      to compass

      to appreciate

      to sink in

      فهمیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      ما می‌خواهیم ویژگی‌های هر گروه را درک کنیم.

      We want to understand the individualities of each group.

      درک کردن مفهوم سفر در زمان برای بعضی از افراد سخت است.

      It is difficult for some people to conceive the concept of time travel.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      پرسشی را درک کردن

      to understand a question

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج درک کردن

      درک کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «درک کردن» در زبان انگلیسی به "to understand" ترجمه می‌شود.

      «درک کردن» به معنای فهمیدن، دریافت معنای چیزی و شناخت عمیق یک موضوع، مفهوم یا وضعیت است. این فعل نشان‌دهنده‌ی توانایی فرد در تحلیل، تفسیر و دریافت پیام‌ها یا اطلاعات است که می‌تواند به صورت شنیداری، دیداری یا ذهنی باشد. درک کردن فراتر از شنیدن یا دیدن ساده است و مستلزم پردازش اطلاعات و ارتباط دادن آن‌ها با دانش قبلی است.

      در زبان انگلیسی، فعل "to understand" برای بیان همین مفهوم استفاده می‌شود و نشان می‌دهد که فرد توانسته معنای یک مطلب، پیام یا موضوع را به درستی دریافت کند. به عنوان مثال، جمله‌ی «I understand the problem» یعنی «من مشکل را درک می‌کنم». این فعل در گفتار و نوشتار بسیار پرکاربرد است و نشان‌دهنده‌ی ارتباط مؤثر و تبادل اطلاعات است.

      درک کردن نقش مهمی در فرآیند یادگیری و ارتباطات انسانی دارد. بدون توانایی درک، انتقال دانش و مفاهیم به سختی ممکن می‌شود و سوءتفاهم‌ها بیشتر رخ می‌دهند. درک عمیق موضوعات باعث می‌شود افراد بهتر بتوانند تصمیم بگیرند، مسائل را حل کنند و با دیگران تعامل سازنده‌تری داشته باشند.

      از نظر روان‌شناسی، درک کردن شامل چند مرحله است؛ دریافت اطلاعات، پردازش و تحلیل آن‌ها و نهایتاً ایجاد معنای جدید یا پاسخ مناسب. این فرایند می‌تواند با توجه به میزان دانش قبلی، تجربه و مهارت‌های شناختی هر فرد متفاوت باشد.

      «درک کردن» مهارتی بنیادی و کلیدی در زندگی فردی و اجتماعی است که باعث افزایش توانایی‌های شناختی، بهبود روابط و پیشرفت در امور مختلف می‌شود. فهم دقیق این مفهوم به درک بهتر فرآیندهای ذهنی و ارتباطی انسان کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت درک کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «درک کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/درک کردن

      لغات نزدیک درک کردن

      • - درک شده
      • - درک غلط
      • - درک کردن
      • - درک کردن از روی شم
      • - درک کردن از روی غریزه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.