آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
تفاوت deflation و inflation چیست؟
boyfriend, friend, date
boyfriend
friend
date
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او دوست پسر خود را ول کرد.
She chucked her boyfriend.
او دوست پسر خود را ترک کرد و با پسرعمویش ازدواج کرد.
She ditched her boyfriend and married her cousin.
وقت گذراندن با دوستپسرم را دوست دارم؛ او همیشه مرا میخنداند.
I love spending time with my boyfriend; he always makes me laugh.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دوستپسر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/دوستپسر