changed, varied, divergent, transformed, metamorphosed, mutated
changed
varied
divergent
transformed
metamorphosed
mutated
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کسبوکارها باید خود را با شرایط دگرگون وفق دهند.
Businesses need to adapt to changed circumstances.
او پیشینهای دگرگون در هنر و علوم دارد.
She has a varied background in art and science.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دگرگون» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/دگرگون