آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴

      سلطنت کردن به انگلیسی

      معنی

      to reign or rule

      to reign or rule

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد سلطنت کردن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پادشاهی کردن فرمان‌روایی کردن حکومت کردن

      سوال‌های رایج سلطنت کردن

      سلطنت کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «سلطنت کردن» در زبان انگلیسی به To Reign یا To Rule as a Monarch ترجمه می‌شود.

      سلطنت کردن به معنای حکومت کردن یک فرد به عنوان پادشاه، ملکه یا حاکم مطلق بر یک کشور یا قلمرو مشخص است. این عمل معمولاً شامل اعمال قدرت سیاسی، قضایی و اجرایی در چارچوب ساختارهای سنتی یا قانونی است که سلطنت را تعریف می‌کنند. فردی که سلطنت می‌کند، از طریق ارث، انتخاب یا سایر روش‌های مشروع به مقام حاکمیت می‌رسد و مسئولیت هدایت امور کشور، حفظ امنیت و رفاه مردم را بر عهده دارد.

      فرایند سلطنت کردن معمولاً با مراسم‌های رسمی و نمادینی همراه است که شامل تاج‌گذاری، سوگند وفاداری و اعلام رسمی قدرت می‌شود. این مراسم‌ها نمایانگر مشروعیت و اعتبار حاکم در میان مردم و نهادهای حکومتی است. سلطنت‌کننده به عنوان نماد وحدت ملی و نماینده تاریخ، فرهنگ و هویت ملت شناخته می‌شود و نقش مهمی در حفظ پیوستگی اجتماعی و سیاسی دارد.

      سلطنت کردن می‌تواند در نظام‌های مختلف سیاسی شکل گیرد؛ برخی کشورها دارای سلطنت مشروطه هستند که در آن قدرت حاکم محدود به قانون اساسی و نهادهای دموکراتیک است، و برخی دیگر سلطنت مطلقه دارند که در آن حاکمیت به صورت کامل در اختیار شاه یا ملکه است. نوع و میزان قدرت سلطنت‌کننده بسته به تاریخ، فرهنگ و قوانین هر کشور متفاوت است.

      از دیدگاه تاریخی، سلطنت کردن یکی از قدیمی‌ترین اشکال حکومت بوده که در بسیاری از تمدن‌ها و فرهنگ‌ها وجود داشته است. حاکمان سلطنتی اغلب نقش‌های دینی، نظامی و فرهنگی را نیز بر عهده داشته‌اند و تاثیر عمیقی بر شکل‌گیری جوامع انسانی گذاشته‌اند. امروزه نیز در برخی کشورها، سلطنت همچنان به عنوان بخشی از ساختار سیاسی و فرهنگی باقی مانده و نقش‌های مهمی ایفا می‌کند.

      سلطنت کردن فرایندی است که ترکیبی از قدرت، مسئولیت و نمادگرایی است و بر پایه سنت‌ها و قوانین خاصی استوار است. این پدیده تاریخی و اجتماعی، همچنان در قالب‌های مختلف در جهان معاصر حضور دارد و تأثیرات قابل توجهی بر سیاست، فرهنگ و هویت ملی کشورها دارد.

      ارجاع به لغت سلطنت کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «سلطنت کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/سلطنت کردن

      لغات نزدیک سلطنت کردن

      • - سلطنت‌طلب
      • - سلطنت‌طلبی
      • - سلطنت کردن
      • - سلطنتی
      • - سلطه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf تحسین‌آمیز مهار کردن شیروخورشید کاستن جلوگیری کردن دیپلمات دیپلماتیک رونق سوسیالیسم سوسیال دموکرات فاشیسم مانده منتفی آفند آفندی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.