آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۴

    نور به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / noor /

    light, luminosity, luminescence, illumination, lumini, shining, luminousness, lambency, luster, effulgence, glow, glowing, fluorescence, glare, glimmer, gleam, sparkle, photo-

    light

    luminosity

    luminescence

    illumination

    lumini

    shining

    luminousness

    lambency

    luster

    effulgence

    glow

    glowing

    fluorescence

    glare

    glimmer

    gleam

    sparkle

    photo-

    روشنایی

    برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشن‌تر کشید.

    To show the effect of the window light, he highlighted half of the face.

    اتاق مملو از درخشش نور سوزان شمع بود.

    The room was filled with the warm glow of candlelight.

    اسم
    فونتیک فارسی / noor /

    (degree of) brightness, (degree of) luminescense

    brightness

    luminescense

    میزان درخشندگی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    باید نور صفحه‌ی گوشی را زیاد کنم؛ نمی‌توانم زیر نور آفتاب ببینمش.

    I need to turn up the brightness on my phone screen; I can't see it in the sunlight.

    نور بالاتر نشان‌دهنده‌ی منبع نوری کارآمدتر است.

    A higher degree of luminescence indicates a more efficient light source.

    اسم
    فونتیک فارسی / noor /

    (degree of) vision, eyesight, ability to see

    vision

    eyesight

    ability to see

    توانایی دیدن

    نور مورد نیاز برای این کار نسبتاً بالا است.

    The degree of vision required for this task is quite high.

    پس‌از عمل جراحی، نور او بهتر از همیشه بود.

    After the surgery, his eyesight was better than ever before.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد نور

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    پرتو تابش تلاء‌لو روشنایی سو ضیاء فروغ
    متضاد:
    تاریکی ظلمت
    مترادف:
    شعاع

    سوال‌های رایج نور

    نور به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «نور» در زبان انگلیسی به light ترجمه می‌شود. واژه «نور» به امواج الکترومغناطیسی قابل دیدن برای چشم انسان اشاره دارد که معمولاً از خورشید یا منابع مصنوعی مانند لامپ‌ها، چراغ‌ها و نورافکن‌ها می‌آید. نور یکی از اجزای حیاتی برای زندگی انسان‌ها، حیوانات، و گیاهان است و در بسیاری از فرآیندهای طبیعی و علمی نقش اساسی دارد. برای مثال، نور خورشید باعث فرآیند فتوسنتز در گیاهان می‌شود که برای رشد و بقای آن‌ها ضروری است.

    در مفهوم فلسفی و نمادین، نور معمولاً به عنوان نمادی از حقیقت، دانش، روشنی، و الهام مورد استفاده قرار می‌گیرد. بسیاری از فرهنگ‌ها و مکاتب فکری نور را به عنوان نمادی از روشنایی ذهن یا رسیدن به فهم و حقیقت می‌بینند.

    در علم فیزیک، نور به‌عنوان نوعی انرژی در نظر گرفته می‌شود که دارای ویژگی‌های خاصی مانند سرعت، طول موج، و فرکانس است. نور از ذرات کوچکی به نام فوتون تشکیل شده است و در فرایندهایی مانند انعکاس، انکسار، و شکست در محیط‌های مختلف عمل می‌کند.

    نور به‌عنوان یک عامل ضروری برای زندگی روزمره و همچنین نماد معنوی و فلسفی، تأثیر زیادی بر احساسات، رفتارها، و حتی سلامت انسان‌ها دارد. این واژه در کاربردهای مختلف، از جمله طراحی، روان‌شناسی، و حتی هنرهای بصری، اهمیت زیادی دارد.

    ارجاع به لغت نور

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «نور» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/نور

    لغات نزدیک نور

    • - نودمی
    • - نودمین
    • - نور
    • - نور آتش
    • - نور آفتاب
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    band-aid badly need bacteria back and forth available to start work automatically authoritatively authenticator authentic audacious at-home Apr ardent are aren't اقتدار نام کاربری مقتدر صفیر نام‌نویسی ثنا صنم نکس نصب نگران نمناک نمونه‌کار نوشابه سپک‌تاکرا وان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.