آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴

      شده به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / shode /

      having happened, having become, taken place, done, having gone

      having happened

      having become

      taken place

      done

      having gone

      انجام‌شده، صورت‌گرفته

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      میزها با رویه‌ای از مرمر سبز پوشانده شده بودند.

      The tables were paved with green marble.

      آب از هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده است.

      Water consists of hydrogen and oxygen.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      سر مقتول قطع شده بود.

      The head of the deceased had been hacked.

      در آمریکا بسیاری از شغل‌های کارگری ناپدید شده است.

      Many blue-collar jobs have disappeared in America.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج شده

      شده به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «شده» در زبان انگلیسی معمولاً به شکل‌هایی مانند been, become, gotten, یا happened ترجمه می‌شود؛ بستگی به بافت جمله و نقش آن دارد.

      «شده» شکل گذشته‌ی فعل «شدن» در زبان فارسی است که غالباً در زمان‌های گذشته یا حال کامل به کار می‌رود. این واژه در ساختارهای معلوم و مجهول به‌عنوان فعل کمکی یا ربطی ظاهر می‌شود و معمولاً نشان‌دهنده‌ی تکمیل یک فرایند، وقوع یک رویداد، یا تغییر در وضعیت چیزی است.

      در ساختارهای مجهول، «شده» نشان‌دهنده‌ی انجام شدن یک عمل توسط یک عامل ناشناخته یا غیرذکرشده است؛ مانند جمله‌ی «درب بسته شده است»، که معادل «The door has been closed» است. این کاربرد نشان می‌دهد که «شده» یکی از اجزای کلیدی برای ساخت passive voice در زبان فارسی محسوب می‌شود.

      از نظر معنایی، «شده» اغلب بار تغییر، تکمیل یا وقوع دارد و به همین دلیل در متون رسمی، ادبی، خبری و گفتار روزمره کاربرد گسترده‌ای دارد. چه برای بیان نتایج حاصل‌شده در گذشته، چه برای توصیف وضعیت فعلی که ریشه در اتفاقات گذشته دارد، «شده» یکی از اصلی‌ترین ابزارهای انتقال معنا در زبان فارسی است.

      ارجاع به لغت شده

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «شده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شده

      لغات نزدیک شده

      • - شدنی
      • - شدنی بودن
      • - شده
      • - شدیار
      • - شدید
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.