آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴

      شناور به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / shenaavar /

      floating, buoyant, afloat, free-floating, floaty, adrift, supernatant, natant

      floating

      buoyant

      afloat

      free-floating

      floaty

      adrift

      supernatant

      natant

      غوطه‌ور

      الوار شناور، رودخانه را بند آورده بود.

      Floating logs jammed the river.

      مواد شناور در جلیقه‌ی نجات او را نگه‌داری کرد.

      The buoyant materials in the life jacket kept him afloat.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      ماهی شناور به‌زیبایی در میان آب زلال شنا کرد.

      The buoyant fish swam gracefully through the clear water.

      اسم
      فونتیک فارسی / shenaavar /

      floating, float, buoy, natatory, raft

      floating

      float

      buoy

      natatory

      raft

      هرچیز که روی آب شناور می‌ماند

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      آن‌ها یک شناور از تنه‌های افتاده و طناب ساختند.

      They built a raft from fallen logs and rope.

      گارد ساحلی در مورد خطرات شناور پس‌از طوفان هشدار داد.

      The coast guard warned of floating hazards after the storm.

      اسم
      فونتیک فارسی / shenaavar /

      ball cock

      ball cock

      سیفون و متعلقات آن

      شناور در مخزن توالت سطح آب را کنترل می‌کند.

      The ball cock in the toilet tank controls the water level.

      شناور خراب می‌تواند باعث سرریز شدن مخزن شود.

      A faulty ball cock can cause the tank to overflow.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد شناور

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      آب باز سباح

      ارجاع به لغت شناور

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «شناور» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/شناور

      لغات نزدیک شناور

      • - شناگر
      • - شناگری
      • - شناور
      • - شناور بودن
      • - شناور در آب
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.