آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

فاسد شدن به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

فعل لازم
فونتیک فارسی / faased shodan /

to decay, to putrefy, to rot, to go bad, to deteriorate, to decompose, to perish, to fester

to decay

to putrefy

to rot

to go bad

to deteriorate

to decompose

to perish

to fester

گندیدن

پس‌از هالووین، کدوی‌های هالووین شروع به فاسد شدن کردند و در نهایت دور انداخته شدند.

After Halloween, the jack-o'-lanterns began to rot and were eventually thrown away.

بدون یخچال، گوشت سریعاً فاسد می‌شود.

Without refrigeration, the meat will putrefy quickly.

فعل لازم
فونتیک فارسی / faased shodan /

to degenerate, to be depraved, to (become) corrupt, to fall of

to degenerate

to be depraved

tocorrupt

to fall of

بدکار شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

وقتی که به قدرت می‌رسند، فاسد می‌شوند.

Once they gain power, they become corrupt.

اگر فساد گسترش یابد، سیستم سیاسی ممکن است فاسد شود.

The political system can degenerate if corruption spreads.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت فاسد شدن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «فاسد شدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فاسد شدن

لغات نزدیک فاسد شدن

پیشنهاد بهبود معانی