ulterior
ulterior
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او حضور ماوراییای را در خانهی قدیمی احساس کرد.
She felt an ulterior presence in the old house.
نوری ماورایی جنگل را در نیمهشب روشن کرد.
An ulterior light bathed the forest at midnight.
او ادعا کرد موجودات ماوراییای را میان درختان دیده است.
He claimed to have seen ulterior beings among the trees.
آنها در پشت آبشار، دروازهای ماورایی کشف کردند.
They discovered an ulterior gateway behind the waterfall.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ماورایی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ماورایی