آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۴

      متعهد به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / mota'ahhed /

      committed, surety, engaged, wedded to, liable, party to contract or agreement, obligated, dedicated, bound, sponsor

      committed

      surety

      engaged

      wedded to

      liable

      party to contract or agreement

      obligated

      dedicated

      bound

      sponsor

      پیماندار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      امت با ایمان و متعهد

      the communion of the faithful and the committed

      متعهد کردن

      to obligate

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج متعهد

      متعهد به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «متعهد» در زبان انگلیسی به committed ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «متعهد» در زبان انگلیسی به committed ترجمه می‌شود.فرد متعهد کسی است که با تمام وجود به مسئولیت‌ها، وظایف یا ارزش‌هایی که به آن‌ها باور دارد پایبند می‌ماند و در مسیر انجام آن‌ها استقامت نشان می‌دهد. این تعهد می‌تواند به اشکال مختلفی بروز پیدا کند؛ مانند تعهد به خانواده، کار، یک هدف شخصی، یا حتی یک باور اخلاقی یا اجتماعی.

      متعهد بودن یعنی فراتر از صرفاً انجام دادن کارها؛ یعنی انجام وظایف با احساس مسئولیت، وفاداری، و تمایل درونی به پایبندی، حتی در شرایط دشوار یا زمانی که انگیزه‌ی بیرونی کاهش یافته است.

      در روابط بین‌فردی، مانند دوستی یا ازدواج، تعهد به‌عنوان پایه‌ای برای اعتماد و ثبات شناخته می‌شود. در محیط کاری نیز کارمند متعهد کسی است که فراتر از وظایف اولیه عمل می‌کند، برای پیشرفت مجموعه تلاش می‌نماید و حتی در مواقع چالش‌برانگیز، پشتیبان سازمان باقی می‌ماند.

      تعهد نوعی از بلوغ فکری و احساسی را بازتاب می‌دهد؛ چرا که افراد متعهد معمولاً دارای نظم درونی، هدف‌مندی و انگیزه‌ای عمیق هستند. آن‌ها مسئولیت را صرفاً وظیفه نمی‌دانند، بلکه آن را بخشی از هویت و ارزش‌های شخصی خود می‌بینند.

      این ویژگی باعث می‌شود که افراد متعهد در جامعه، محل کار یا زندگی شخصی، به عنوان ستون‌هایی قابل‌اعتماد و الهام‌بخش شناخته شوند و نقش مؤثری در پیشبرد اهداف جمعی یا فردی ایفا کنند.

      ارجاع به لغت متعهد

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «متعهد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/متعهد

      لغات نزدیک متعهد

      • - متعه
      • - متعه در حرم های عثمانی
      • - متعهد
      • - متعهد از نظر قانونی
      • - متعهد رسمی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.