raised, hoisted, elevated, put up
raised
hoisted
elevated
put up
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پرچم معلی در باد تکان میخورد.
The raised flag fluttered in the wind.
صلیب معلی روی تپه قرار داشت تا همه آن را ببینند.
The hoisted cross stood on the hill for all to see.
محراب برافراشته با گلها پوشیده شده بود.
The raised altar was covered with flowers.
فانوسهای معلی در شب، مسیر را روشن میکردند.
The hoisted lanterns lit the pathway at night.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «معلی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/معلی