indebtedness, obligation
indebtedness
obligation
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کمکهای مکرر آنها مرا قرین منت کرد.
Their repeated assistance filled me with a sense of obligation.
خیلی منت گذاشتید، به شما خیلی مدیون هستم.
I am much obliged to you.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «منت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/منت