connective, leading, carrying, causing to reach
connective
leading
carrying
causing to reach
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
دانشآموز فراموش کرد بین دو بند از یک موصل استفاده کند.
The student forgot to use a connective between the two clauses.
ویراستار برای بهبود انسجام مقاله یک موصل افزود.
The editor added a leading to improve the flow of the article.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «موصل» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/موصل