to push, to jostle, to shove, to threst, to bump
to push
to jostle
to shove
to threst
to bump
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
با هل دادن از میان مردم رد شدیم.
We pushed our way through the people.
در مراکز شهری با تراکم جمعیت بالا، مسافران در ساعات اوج شلوغی اغلب برای جا داشتن در وسایل حملونقل عمومی (دیگران را) هل میدهند که منجر به ناراحتی و تاخیر میشود.
In densely populated urban centers, commuters frequently jostle for space on public transportation during peak hours, leading to discomfort and delays.
کالسکهی بچه را هل دادن
to push a baby carriage
مرا هل نده، قهوهی داغ دارم!
Don't jostle me, I'm carrying hot coffee!
مردم خشمگین مرد محکوم را هل میدادند.
The angry crowd jostled the condemned man.
شکل درست و معیار واژه «هل دادن» است. این عبارت به معنای فشار دادن یا راندن کسی یا چیزی با زور است و در زبان فارسی به همین صورت و با «هـ» و «ل» نوشته میشود.
شکل «هول دادن» نادرست است، چون «هول» به معنای ترس و وحشت است، نه فشار.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «هل دادن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/هل دادن