همچنین در معنای دوم میتوان از هماور بهجای هماورد استفاده کرد.
competitor, challenger, antagonist, contestant, rival, opponent, contender, competer
competitor
challenger
antagonist
contestant
rival
opponent
contender
competer
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
افراسیاب هماورد رستم بود.
Afrasiab was Rustam's antagonist.
هماورد شما بهدلیل نداشتن تفکر استراتژیک، از تصمیمات شما استفاده میکند.
Your competitor relies on your choices due to their deficiency in strategic insight.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «هماورد» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/هماورد