to search, to check, to inspect, to audit, to probe, to rake, to scrutinize, to frisk, to give the once-over
to search
to check
to inspect
to audit
to probe
to rake
to scrutinize
to frisk
to give the once-over
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آنها همهی اتاقها را وارسی کردند.
They checked all of the rooms.
آنها بادقت همهی چمدانها را وارسی میکنند.
They inspect all suitcases carefully.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «وارسی کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/وارسی کردن