آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۴

    پارک به انگلیسی

    معنی

    فونتیک فارسی / paark /

    park

    park

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد پارک

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    باغ باغ ملی تفرجگاه گردشگاه
    مترادف:
    ایستگاه توقفگاه

    سوال‌های رایج پارک

    پارک به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «پارک» در زبان انگلیسی به park ترجمه می‌شود.

    «پارک» فضایی عمومی و برنامه‌ریزی‌شده در محیط‌های شهری یا حومه‌ی شهر است که برای استراحت، تفریح، گردش و گاه فعالیت‌های ورزشی و فرهنگی طراحی می‌شود. این فضاها معمولاً شامل پوشش‌های گیاهی متنوع، درختان، چمن‌زارها، مسیرهای پیاده‌روی، نیمکت‌ها و امکاناتی نظیر زمین بازی کودکان، دریاچه مصنوعی یا آب‌نما هستند. هدف اصلی از ایجاد پارک، بهبود کیفیت زندگی شهری، تأمین فضایی برای تعامل اجتماعی، و افزایش سلامت روانی و جسمی شهروندان است.

    نقش پارک در ساختار شهرها بسیار حیاتی است. در دنیای مدرن که زندگی انسان‌ها بیش از پیش به فضاهای بسته و دیجیتال وابسته شده، پارک‌ها به‌عنوان ریه‌های تنفسی شهر عمل می‌کنند و محیطی برای فرار موقت از هیاهوی روزمره فراهم می‌سازند. تحقیقات متعددی نشان داده‌اند که حضور در طبیعت—حتی برای چند دقیقه در روز—می‌تواند به کاهش استرس، بهبود تمرکز، و افزایش حس رضایت از زندگی منجر شود. از این رو، وجود پارک‌ها نه‌تنها به زیبایی شهر می‌افزاید بلکه سرمایه‌گذاری مستقیمی در سلامت عمومی جامعه به شمار می‌رود.

    پارک‌ها همچنین مکان‌هایی برای شکل‌گیری روابط انسانی و اجتماعی هستند. خانواده‌ها، کودکان، سالمندان، زوج‌ها و حتی ورزشکاران، همگی می‌توانند با اهداف متفاوت در پارک حضور یابند. این فضاهای باز بستری برای گفت‌وگو، بازی، آموزش، اجراهای هنری، یا حتی تجمعات اعتراضی هستند و به‌نوعی نمایانگر پویایی جامعه‌ی شهری محسوب می‌شوند. تنوع کارکرد پارک‌ها باعث می‌شود که آن‌ها جایگاهی فراتر از صرفاً «فضای سبز» پیدا کنند.

    از منظر محیط‌زیستی، پارک‌ها به تنظیم دمای هوا، کاهش آلودگی صوتی، بهبود کیفیت هوا و جذب گازهای آلاینده کمک می‌کنند. درختان و پوشش‌های گیاهی موجود در پارک‌ها نقشی کلیدی در جذب دی‌اکسیدکربن، تولید اکسیژن و مقابله با اثرات گرمایش شهری ایفا می‌کنند. برخی پارک‌ها نیز به پناهگاه‌هایی برای پرندگان، حشرات مفید و دیگر گونه‌های زیستی تبدیل شده‌اند و به حفظ تنوع زیستی شهری کمک می‌کنند.

    پارک‌ها بازتابی از رویکرد فرهنگی و مدیریتی شهرها در قبال شهروندان خود هستند. یک پارک تمیز، ایمن، پرنور و مجهز نشان‌دهنده‌ی احترام مدیران شهری به نیازهای عمومی و کیفیت زندگی ساکنان است. در مقابل، نبود پارک یا وضعیت نامناسب آن می‌تواند بیانگر بی‌توجهی به مسائل اجتماعی، سلامت عمومی یا عدالت فضایی باشد. «پارک» نه‌تنها یک مکان فیزیکی، بلکه نشانه‌ای از درک متقابل انسان و شهر و میزان همزیستی هوشمندانه‌ی آن‌هاست.

    ارجاع به لغت پارک

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «پارک» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پارک

    لغات نزدیک پارک

    • - پارسی
    • - پارش
    • - پارک
    • - پارک اتومبیل دنده اتوماتیک
    • - پارک برای بیتوته
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.