شکل نوشتاری دیگر این لغت: پیشگو
predictor, foreteller, prophesier, prophet, fateful, omen, prophetess
predictor
foreteller
prophesier
prophet
fateful
omen
prophetess
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هیچ پیشگویی نمیتوانست تغییر ناگهانی اتفاقات را پیشبینی کند.
No predictor could have foreseen the sudden change in events.
مردم روزها سفر کردند تا پیام پیشگو را بشنوند.
People traveled for days to hear the foreteller's prophecy.
پیشگوی پیر به اهالی روستا در مورد طوفان پیشرو هشدار داد.
The old predictor warned the villagers of the coming storm.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پیشگو» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پیشگو