آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۴

      کافه به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / kaafe /

      cafe', coffeehouse, bar, tearoom

      cafe'

      coffeehouse

      bar

      tearoom

      قهوه‌خانه، کافه‌تریا، چای‌خانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      کافه‌ی سلف سرویس

      a self-service cafe'

      بیرون یک کافه نشسته بود

      She was sitting outside a cafe'

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد کافه

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      چایخانه رستوران قهوه‌خانه کافه‌رستوران

      سوال‌های رایج کافه

      کافه به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «کافه» در زبان انگلیسی به café یا گاهی coffee shop ترجمه می‌شود.

      کافه محلی‌ست عمومی و معمولاً دنج، برای نوشیدن قهوه، چای، خوردن خوراکی‌های سبک و گاهی گفتگو، مطالعه یا حتی کار. برخلاف رستوران‌ها که تمرکزشان روی وعده‌های کامل غذایی‌ست، کافه‌ها فضایی آرام‌تر و راحت‌تر دارند و معمولاً مردم به‌قصد استراحت یا تعامل اجتماعی به آن‌ها سر می‌زنند. در بسیاری از شهرها، کافه‌ها بخش جدایی‌ناپذیر از فرهنگ شهری شده‌اند و حتی نوع طراحی داخلی، منوی نوشیدنی‌ها و موسیقی پخش‌شده در آن‌ها هویت خاصی به هر کافه می‌بخشد.

      در ایران، مفهوم کافه در دهه‌های اخیر دگرگون شده و از یک مکان صرفاً نوشیدنی‌محور به فضایی برای معاشرت، قرارهای دوستانه، جلسات کاری غیررسمی، مطالعه یا خلوت شخصی تبدیل شده است. کافه‌های مدرن در شهرهای بزرگ، اغلب با طراحی‌های هنری و منوهای خلاقانه، سلیقه‌ی نسل جوان و اهل فرهنگ را هدف قرار داده‌اند. بعضی کافه‌ها حتی به کتابخانه، گالری هنری یا فضای کار اشتراکی تبدیل شده‌اند، و این تطبیق با نیازهای امروز، باعث محبوبیت روزافزون آن‌ها شده است.

      فرهنگ کافه‌نشینی در جهان سابقه‌ی طولانی دارد. در پاریس قرن نوزدهم، کافه‌ها محلی برای تجمع روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان بودند؛ در وین، سنت کافه‌نشینی با مطالعه روزنامه و نوشیدن قهوه‌ای طولانی پیوند خورده بود؛ و در استانبول، کافه‌خانه‌ها جایی برای بحث‌های فلسفی، بازی تخته و گوش دادن به موسیقی سنتی به حساب می‌آمدند. این تاریخچه نشان می‌دهد که کافه فقط مکانی برای نوشیدن نیست، بلکه بستری‌ست برای شکل‌گیری افکار، دوستی‌ها و ایده‌ها.

      کافه همچنین در هنر و ادبیات جایگاه خاصی دارد. بسیاری از صحنه‌های احساسی یا فلسفی رمان‌ها، فیلم‌ها و شعرها در کافه‌ها اتفاق می‌افتند. فضایی نیمه‌خصوصی، با نور ملایم و موسیقی آرام، که فرصت تأمل، گفتگو یا حتی دلتنگی را فراهم می‌کند. شاید به همین دلیل است که «کافه» برای بسیاری نه فقط یک مکان، بلکه نوعی حس، یک پناهگاه کوچک از هیاهوی روزمره و حتی نقطه‌ی آغاز داستان‌های تازه است.

      ارجاع به لغت کافه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کافه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کافه

      لغات نزدیک کافه

      • - کافوردار
      • - کافوری
      • - کافه
      • - کافه‌تریا
      • - کافه همگی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.