جانورشناسی (horse) sorrel, chestnut, bay
sorrel
chestnut
bay
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
نقاشی اسب جوان کرندی را نشان میداد که درحال تاختن در دشت است.
The painting depicted a young sorrel galloping across the field.
کشاورز اسب کرند زیبایی برای مسابقه خرید.
The farmer bought a beautiful chestnut horse for the race.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کرند» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کرند