پزشکی داروسازی capsule, caplet
capsule
caplet
دکتر چند کپسول آنتیبیوتیک برای درمان عفونت من تجویز کرد.
The doctor prescribed me some antibiotic capsules to take for my infection.
من هر روز صبح دو کپسول میخورم تا آلرژیام برطرف شود.
I take two caplets every morning to help with my allergies.
capsule
capsule
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
دستگاه دقیقی حرارت درون کپسول فضایی را تنظیم میکند.
A delicate app regulates the temperature inside the space capsule.
او دانهها را در یک کپسول فلزی کوچک قرار داد.
She stored the seeds in a small metal capsule.
گیاهشناسی capsule
capsule
کپسول شقایق باز شد و بذرهایش را آزاد کرد.
The poppy's capsule split open to release its seeds.
بسیاری از ارکیدهها کپسولهای کوچک تولید میکنند که حاوی صدها دانهی ریز هستند.
Many orchids produce small capsules that contain hundreds of tiny seeds.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کپسول» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کپسول