آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۲ خرداد ۱۴۰۴

      گیر کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / gir kardan /

      to jam, to get caught, to clog, to misfire, to lodge, to foul, to become snagged, to stumble, to get trapped, to snarl, to stick

      to jam

      to get caught

      to clog

      to misfire

      to lodge

      to foul

      to become snagged

      to stumble

      to get trapped

      to snarl

      to stick

      گیر افتادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      پیراهن بلندش زیر صندلی گیر کرده بود.

      Her long dress got caught under the chair.

      مردم تمایل دارند در ساعت شلوغی به داخل آسانسور گیر کنند.

      People tend to jam into the elevator at rush hour.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج گیر کردن

      گیر کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «گیر کردن» در زبان انگلیسی به to get stuck یا to be trapped ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «گیر کردن» در زبان فارسی به معنای قرار گرفتن در وضعیتی است که حرکت یا پیشروی به آسانی ممکن نیست. این حالت می‌تواند هم جسمی و فیزیکی باشد، مثل وقتی چیزی داخل یک مکان تنگ یا دشوار گیر بیفتد و نتواند آزاد شود، و هم معنای مجازی داشته باشد، مانند وقتی شخصی در یک مشکل یا موقعیت پیچیده گرفتار می‌شود و نمی‌تواند راه‌حلی پیدا کند یا تصمیم درستی بگیرد. این اصطلاح حس توقف و بن‌بست را منتقل می‌کند، جایی که تلاش برای ادامه مسیر بی‌نتیجه است و معمولاً نیاز به کمک، تغییر روش یا صبر دارد تا بتوان از آن وضعیت خارج شد.

      «گیر کردن» اغلب با حس ناامیدی یا اضطراب همراه است چون شخص یا چیز مورد نظر در یک وضعیت محدود و دشوار قرار گرفته است. این واژه در زبان روزمره بسیار کاربرد دارد و به شکل‌های مختلفی به کار می‌رود، از مشکلات فنی و فیزیکی گرفته تا مسائل عاطفی، کاری یا فکری.

      «گیر کردن» تصویری از شرایطی ایجاد می‌کند که فرد یا شیء تحت فشار یا محدودیت قرار دارد و برای رهایی از آن باید تدابیر خاصی اندیشیده شود.

      ارجاع به لغت گیر کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «گیر کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/گیر کردن

      لغات نزدیک گیر کردن

      • - گیر طناب
      • - گیر کردگی
      • - گیر کردن
      • - گیر کردن به
      • - گیر کردن پای کسی به چیزی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.