فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Anastomosis

əˌnæstʌˈmoʊsɪs ˌænəstəˈməʊsɪs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    anastomoses

معنی

  • noun
    هم‌دهانی، هم‌دهانگری، به‌هم پیوستن، تلاقی (رگ‌ها و اعصاب)
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد anastomosis

  1. noun A natural or surgical joining of parts or branches of tubular structures so as to make or become continuous
    Synonyms: inosculation

ارجاع به لغت anastomosis

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «anastomosis» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/anastomosis

لغات نزدیک anastomosis

پیشنهاد بهبود معانی