صفت تفضیلی:
angstierصفت عالی:
angstiestنگران، مضطرب، ترسیده، ناراحت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I'm feeling angsty about telling the truth.
من دربارهی گفتن حقیقت نگران هستم.
She looked angsty about the upcoming test.
او بابت امتحان پیش رو مضطرب به نظر میرسید.
He's been angsty all week and won't talk to anyone.
او تمام هفته مضطرب بوده و با هیچکس صحبت نمیکرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «angsty» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/angsty